سنگرساز

متنوع

صفحه نخست | انجمن | ارتباط با ما | پروفایل مدیر وبلاگ | عضویت در سایت | ورود به سایت | پنل کاربران | نقشه سایت | لينك باكس | ارسال مطلب | Rss
موضوعات

پنل ورودی کاربران

خبرنامه

چت باکس

پيوندهاي روزانه

 

لينک دوستان

آمار بازديد

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان تالارها بازديد

پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي به اين وبلاگ خوش آمديد . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ ياري رسانيد .

با رهبري


    با آقا رفته بوديم كوه پيمايي، تعدادي از پاسداران با لباس شخصي جلوتر حركت  مي كردند، فردي از روبرو مي آمد، يكي از پاسدارها مسير او را عوض كرد و او را از مسير ديگري راهنمايي كرد، آقا كه اين صحنه را ديدند به آن پاسدار گفتند: چرا راهش را كج كرديد؟

    پاسدار جواب داد:  ببخشيد، ايشان پاسخ دادند، «اين بخشيدن ها تا كي بايد ادامه داشته باشد و با ناراحتي فراوان گفتند: تا كي بايد ببخشم حد يَقِف اين بخشيدن ها كجاست؟ اگر اين آقا مي آمد و يك سيلي به من مي زد، براي من قابل تحمل تر بود تا اين كه راهش را كج كردي».

    كسي كه طرفدار ولايت فقيه است، نبايد براي رهبري دشمن درست كند، دشمن ساختن براي رهبر آسان است و ظرف يك شب مي توان دشمن تراشي كرد، ولي دوست ولايتي مهم است كه بايد يكي يكي درست كرد. طرفدار ولايت فقيه بايد كسي باشد كه روز به روز بر طرفداران او بيافزايد نه اين كه دوستداران ايشان را كم كند.


,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (3) 15 بازديد |


بزرگان جهان از امام حسين(ع) مي گويند



    موريس دو كبري، انديشمند فرانسوي:
    پيروان حسين(ع) به واسطه عزاداري حسين مي دانند كه پستي و زيردستي استعمار و استثمار را نبايد قبول كنند زيرا شعار پيشرو و آقاي آنها تن ندادن زير بار ظلم و ستم بود
    .

     ديكنز چارلز:
    اگر منظور امام حسين(ع) جنگ در راه خواسته هاي دنيايي خود بود من نمي فهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند. پس عقل چنين حكم مي كند كه او فقط به خاطر اسلام فداكاري كرد.

     جرجي زيدان، نويسنده لبناني:
    پس از رحلت پيامبر(ص)، حب جاه و مال بر فضائل اخلاقي فائق آمد و افكار و آراي آل علي(ع) در ميان چنان مردمي بي اثر ماند. چنانكه مردم كوفه به خاطر جاه و مال بيعتي را كه با امام حسين(ع) بسته بودند در هم شكستند و به اين نيز اكتفا نكرده و او را كشتند.

     توماس مان، متفكر آلماني:
    اگر بين فداكاري مسيح و حسين(ع) مقايسه شود حتماً فداكاري حسين پرمغزتر و باارزش تر جلوه خواهد نمود. زيرا مسيح روزي كه آماده براي فدا شدن گرديد زن و فرزند نداشت و در فكر آنان نبوده كه بعد از او به چه سرنوشتي دچار خواهند آمد. امام حسين(ع) زن و فرزند داشت و بعضي از آنها كودك خردسال بودند و احتياج به پدر داشتند.

     كورت فريشلر، مورخ بزرگ آلماني: امام حسين(ع) در فداكاري قدم را از حدود فدا كردن خود برتر نهاد و فرزندانش را هم فدا كرد.. تصميم ثابت حسين(ع) براي فداكاري مطلق نه ناشي از لجاجت بود نه معلول هوا و هوس و او با پيروي از عقل مصمم شده بود كه به طور كامل فداكاري كند تا اينكه مجبور نشود بر خلاف عقيده و آرمان والاي خود به وسيله سازشكاري با يزيد بن معاويه و زندگي ادامه دهد. مي دانيم كه حسين(ع) خود را براي كشته شدن آماده كرده بود. و او عزم داشت خويش را فدا نمايد چرا توقف نكرد تا به قتلش برسانند و چرا دائم اسب مي تاخت و شمشير مي انداخت... حسين(ع) دست روي دست گذاشتن و توقف براي كشته شدن را دور از مردانگي و جهاد در راه عقيده و آرمان خود مي دانست. در نظر حسين(ع) در همانجا توقف كردن و گردن بر قضا دادن تا اين كه ديگران نزديك شوند تا او را به قتل برسانند خودكشي محسوب مي شود. يك مرد دلير و با ايمان خودكشي نميكند.

    توماس كارلايل، دانشمند بزرگ انگليسي:
    بهترين درسي كه از تراژدي كربلا مي گيريم اين است كه حسين و يارانش ايمان استوار به خدا داشتند. آنان با عمل خود روشن كردند كه تفوق عددي در جايي كه حق و باطل روبرو مي شوند اهميت ندارد. پيروزي حسين(ع) با وجود اقليتي كه داشت موجب شگفتي من است.

    منبع:روزنامه جام جم


,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (3) 14 بازديد |


اهل مسجد


    آنان كه اهل مسجد هستند از بركات بسياري بهره مند مي شوند و خداوند پاداشهاي زياد و مختلفي براي آنها مشخص نموده است. از جمله اين ثوابها را با هم مي خوانيم :

    اهل مسجد زيارت كنندگان خدا محسوب مي شوند.

    اهل مسجد از پارسايانند و مسجد خانه آنهاست.

    اهل مسجد چون ميهمان خدايند، خداوند آنان را كرم مي كند.

    اهل مسجد از پشتيباني خداوند برخوردارند.

    اهل مسجد رحمت خدا بر آنان نازل شده، ملائكه براي آنان بال و پر مي گشايند.

    اهل مسجد علم مفيد و جهت دار پيدا مي كنند.

    اهل مسجد نجيب رين هر خانواده اند و سر گل هر قبيله و فاميل هستند.

    اهل مسجد به آساني با احكام آشنا مي شوند.

    اهل مسجد مسجد را بازار آخرت مي دانند.

    اهل مسجد از پل صراط راحت مي گذرند و پرچمداران بهشتند.

    اهل مسجد مانع از نزول بلا و گرفتاري و عذابند.

    اهل مسجد وقتي از مسجد خارج مي شوند مسجد دلتنگ آنان مي شود.

    اهل مسجد فراغ آنان براي مسجد سخت است.

    اهل مسجد مورد قبطه از دنيا رفته ان اند.

    اهل مسجد نظافت مسجد را مهريه حوريان بهشتي مي دانند.

    اهل مسجد دوست دارند پاك باشند پس گناه نميكنند.

    اهل مسجد سنگر بانان حريم ولايت و جامعه مي باشند.

    اهل مسجد زفت و آمد به مسجد را كمتر از جهاد نمي دانند.

    اهل مسجد عالمان متقي را پشتوانه خود قرار مي دهند.

    و اهل مسجد مردماني هستند پاك و منزه و آسماني، كه آخرتشان را با اين كار تضمين مي نمايند.


,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (3) 18 بازديد |


طنز جبهه (گور به گور شده)


    در منطقه جايي كه ما بوديم بچه ها اغلب براي خودشان چاله اي كنده بودند و در آن نماز شب مي خواندند.

    گاهي پيش مي آمد كسي اشتباهاً در محلي كه ديگري درست كرده بود نماز مي خواند و صاحب اصلي قبر را سر گردان مي كرد.

    يك شب اين وضع براي خود من اتفاق افتاد.

    فرداي آن روز كسي كه گويا من در جاي او ايستاده بودم مرا ديد و گفت:

    فلاني،ديشب خوب ما را گور به گور كردي!

    پرسيدم: منظورت چيه؟

    گفت: هيچي مي گم يك خرده بيشتر حواست را جمع كن و ما را مثل كوليها خانه به دوش نكن


,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (4) 13 بازديد |


آثار بد موسيقى بر فرد و جامعه


    1) اعتياد به موسيقي : يكى از آثار سوء موسيقى اين است كه نوازنده يا شنونده را معتاد مي‌كند و اين اعتياد ‌عواقب بدى به دنبال دارد، همچنين سر و صداى زياد براى دستگاه شنوايى زيان آور است.

    2) تأثير سر و صداى زياد بر روح و روان انسان نيز يكى از آثار بد موسيقى قلمداد مي‌شود. چرا كه سر و صداى زياد حساسيت را نسبت به حمله ويروس‌ها زياد مي‌كند و ناراحتي‌هاي كليوي، زخم معده و ‌فساد دندان‌ها از آثار بد سر و صدا محسوب مي‌شود.

    3) تأثير موسيقى بر معده : براساس آزمايش‌هايى كه پرفسور «‌لودويگ دوملينگ» درباره موسيقي‌هاى شب‌كوتاه، موزارت، سمفوني، سرنوشت بتهون، موزيك بيت، آوازهاى پاپ يعنى موزيك مدرن نسل جوان انجام‌داده و آزمايشهاي مكرر انجام گرفته، ترشح عصاره گوارشى معده و اسيد كلريدريك در كسانى كه به موزيك‌پاپ گوش كرده بودند، بيش از سائرين تقليل و كاهش يافته بود.

    4) تأثير منفى موسيقى در عمر : در بررسي‌هايى كه محققّان كرده‌اند، از بين 46 نفر موسيقي‌دان و نوازندگان‌ايتاليايي، فرانسوي، انگليسي، آلمانى و غيره، متوسط عمر آنان 47 سال بوده است.

    ‌بنابراين موسيقى مخصوصاً موسيقي‌هاى هيجان آور باعث بروز مفاسدى در افراد و جامعه مي‌شود كه قابل‌چشم‌پوشى نيست و زمينه‌ساز مفاسدي از قبيل فسادهاى اخلاقي، بزهكاري، لاابالي‌گري، شهوت راني‌هاي‌مضر مانند استمنا و همجنس بازى مي‌شود. لذا اگر مختصر نفعى داشته باشد، بايد به خاطر مضرات عمده‌اش از آن‌چشم پوشى كرد.


,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (3) 27 بازديد |


دوستان، التماس دعا


    سلام

    جالبه سرعت گذشت زمان،

    اصلاً معلوم نشد كِي ماه رجب اومد و بعد هم شعبان و حالا هم انگار خدا مي خواد هرچي سريعتر مهمونيشو تموم كنه.   

    نمي دونم، شايد خدا مي خواد هرچي سريعتر عمر دنيا رو رَد بده و قيامتو به پا كنه. شايد اينقدر از ما مثلاً بنده هاش گناه ديده كه نئوذبالله حوصلش سر رفته و ديگه نمي خواد بيشتر از اين هِي با ما سر انجام گناهان و بعد توبه هاي بيهوده و شكسته شده تو قيامت سر و كله بزنه ...

    اما نه، اين ماييم كه همش از رحمت خدا غافل ميشيم و دل به بندگان خدا مي بنديم.

    اين ما هستيم كه خودمونو سرگرم اموري كرديم كه فقط دلمون مي خواد دنيامونو به هر نحوي شده و به هر قيميتي آباد كنيم و كاري به آخرت ، قيامت ، حساب كتاب و ... نداريم.

    آخرتو به هر بهايي مي فروشيم و خوشي مال دنيا و جذابيت هاي اون زده زير دلمون، انگار كه قوم و خويش خداييم و تو اون دنيا حتماً هوامونو داره، با خيال راحت هر كاري بخواييم مي كنيم و عين خيالمون نيست.

    25 روز از شهر الله ، ماه ميهماني بزرگ خدا به همراه شبهاي احياء گذشت و فقط چهار پنج روز باقي مونده تا پايان اين سفره پهن  شده ي خدا.

    عزيزان شمارو به خدا بياييد با هم عهد ببنديم كه هر كس تو اين زمان باقي مونده از ماه رمضان ، احساس خوبي پيدا كرد و سيمش به خدا بيشتر وصل شد(بيشتر كانكت شد) از ياد بقيه نره و براي سعادت و عاقبت به خيري همه ي جوونا دعا كنه، چرا كه معلوم نيست اين عنايت نصيب همه مخصوصاً من حقير بشه، شايد با دعاي شما دست ما گناهكاران هم گرفته بشه.  
     
              منم تو سفري كه به قم دارم برا همتون دعا مي كنم.

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (0) 11 بازديد |


خواص عرقيات سنتي


    زندگي ماشيني تا حدود زيادي انسانها را طب سنتي دور كرده است. در صورتي كه با مصرف عرقيات سنتي كه نسبت به داروهاي شيميايي بي خطر هستند مي توانند از بسياري از بيماريها جلوگيري كند.

    عرق آويشن : مسكن، ضد سرماخوردگي، مقوي معده، معالج بيماريهاي قارچي پوست، ضد ورم بيني و گلو.

    عرق بيد : درمان تب هاي شديد و دردهاي تناسلي، زردي پوست (يرقان)، تصفيه خون.

    عرق بهار نارنج : تقويت كننده مغز و اعصاب، نشاط آور، تقويت قلب.

    عرق بيد مشك : تقويت كننده قلب، رفع ناراحتي هاي اعصاب، ضد تپش قلب. 

    عرق پونه : ضد سياه سرفه و گريپ، خلط آور، بادشكن، قابض، بازكننده عروق، ضد عفوني كننده.

    چهارعرق گرم : تقويت كننده معده، مفيد براي هضم غذا، رفع ناراحتي هاي روده.

    عرق چهل گياه : تقويت كننده معده، كمك به هضم غذا، بادشكن، ضد سردي، ضد تهوع و استفراغ.

    عرق خارشتر : ضد عفونت مجاري ادراري، سنگ شكن، ضد سياه سرفه. 

    عرق رازيانه : معطر كننده، محرك، بادشكن، درمان بواسير و نقرس، ازدياد شير مادران.

    عرق زيره : ضد چاقي، تصفيه كننده خون، ضد هيستري و تشنج، افزايش شير مادران، بادشكن، هضم كننده غذا، كاهنده چربي خون.

    عرق سنبل الطيب : خواب آور، مسكن، تقويت قلب، اشتها آور.

    عرق شاتره : ضد خارش هاي پوستي، صفرا بر، تقويت كبد، نشاط آور، ضد نفخ، اشتها آور.

    عرق شنبليله : ضد قند، تقويت قواي جنسي، نيرو بخش.

    عرق شيرين بيان : درمان قاطع زخم معده واثني عشر، ضد سرفه، صفرا بر.

    عرق شويد : ضد چربي خون، جهت پايين آوردن كلسترول، ازدياد شير مادران، درمان لاغري.

    عرق كاسني : مفيد براي كبد، ضد جوش، ضد خارش، تصفيه كننده خون، كاهنده چربي.

    عرق گزنه : اثر قاطع در رفع بيماري هاي پوستي و جلدي، ضد چربي و قندخون، ضد خون ريزي، بازكننده عروق.

    عرق گلبهار : مفيد براي لطافت پوست دست و صورت، مقوي معده.

    عرق مريم : گلي ضد ديابت، ضد رماتيسم و اسهال، ضد سينوزيت، ضد انگل، ضد نفخ.

    عرق نعنا : ضد دل درد، دلپيچه، ضد نفخ، بادشكن، تقويت كننده معده كودكان.


,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (3) 42 بازديد |


جوان تازه مسلمان و مادر نصراني


    زكريا بن ابراهيم، جواني است تازه مسلمان كه در عصر حيات امام صادق (عليه السلام) زندگي مي‌كند. او مي‌گويد بعد از اين كه حج را به جا آوردم، خدمت حضرت صادق(عليه السلام) رسيدم و عرض كردم: من نصرانى بودم و مسلمان شدم.

    امام (عليه السلام) فرمود: از اسلام چه ديدى؟

    عرض كردم: كلام خداوند عز و جل كه فرمايد: "تو نمي‌دانستي كتاب و ايمان چيست، ولى ما آن را نورى قرار داديم كه هر كه را بخواهيم، بدان هدايت كنيم"

    امام صادق (عليه السلام) فرمود: "به راستي خداوند تو را رهبرى فرموده است. سپس آن حضرت سه بار در حق زكريا دعا فرمود: "خدايا هدايتش فرما". بعد از آن، خطاب به او فرمود: پسر جان، هر چه مي‌خواهى سؤال كن.

    زكريا به آن حضرت عرض كرد: "پدر و مادر و خانواده من نصرانى هستند و مادرم نابيناست، آيا من همراه آنها بمانم و با آنها باشم؟"

    امام صادق(عليه السلام) فرمود: "از مادرت مراقبت كن و با او خوشرفتار باش، هنگامي كه از دنيا رفت، خودت امور خاكسپاري مادرت را بر عهده بگير و به ديگران وامگذار."

    زكريا مي‌گويد: هنگامي كه به كوفه رفتم، نسبت به مادرم مهربانى كردم، خودم به او غذا مي‌دادم، خودم لباسش را مي‌شستم و خدمتگزار او بودم.

    روزي مادرم به من گفت: "پسر جان! آن زمان كه دين مرا داشتي، رفتارت با من اين گونه نبود، چطور از زماني كه به اين دين روي آوردي برخوردت اينقدر تغيير كرده است؟"

    گفتم: "مردى از فرزندان پيامبر ما به من چنين دستور داده است."

    مادرم گفت: "آن مرد پيامبر است؟"

    گفتم: "نه؛ بلكه پسر يكى از پيامبران است."

    مادرم گفت: "پسر جان اين مرد پيامبر است، زيرا دستورى كه به تو داده، از سفارش‌هاي پيامبران است."

    گفتم: "مادرم! پيامبر ما آخرين پيامبران است و بعد از او پيامبري مبعوث نخواهد شد. آن مرد پسر پيامبر است."

    مادرم گفت: "دين تو بهترين دين است، آن را به من عرضه كن." من نيز اسلام را به او عرضه كرده و تعليم نمودم؛ او نيز مسلمان شد و نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا را به جا آورد.

    زكريا مي‌گويد: شب هنگام، مادرم دچار عارضه‌اي گشت و بيمار شد.

    رو به من كرد و گفت: "پسرم! آنچه به من آموختى دوباره بياموز."

    من نيز آنها را تكرار كردم. مادرم به آنها اقرار كرد و از دنيا رفت.

    صبح فردا، زكريابن ابراهيم طبق فرموده امام خود، بر پيكر مادر نماز خواند و او را به خاك سپرد.

    امام صادق (عليه السلام) زكريا را در مورد مادر نصراني اش اين گونه توصيه نمود.

    حال امروز نسبت ما با اين فرمايش آن حضرت چگونه است؟ آيا همواره در زندگي، نوع رفتار ما با مادران و پدرانمان طبق سفارش‌هاي پيامبران صورت مي‌گيرد؟!

    منبع : وبلاگ خردمندان


,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (3) 12 بازديد |


گاهى ليوان مشكلات زندگي را زمين بگذار


    استادي در شروع كلاس درس ، ليواني پر از آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت كه همه ببينند. بعد از شاگردان پرسيد : به نظر شما وزن اين ليوان چقدر است ؟

    شاگردان جواب دادند : 50 گرم، 100 گرم، 150 گرم.

    استاد گفت : من هم بدون وزن كردن، نمي دانم دقيقاً وزنش چقدر است. اما سوال من اين است : اگر من اين ليوان آب را چند دقيقه همين طور نگه دارم ، چه اتفاقي خواهد افتاد ؟ 

    شاگردان گفتند : هيچ اتفاقي نمي افتد. استاد پرسيد : خوب، اگر يك ساعت همين طور نگه دارم، چه اتفاقي مي افتد ؟
    يكي از شاگردان گفت : دست تان كم كم درد مي گيرد.
    حق با توست . حالا اگر يك روز تمام آن را نگه دارم چه ؟
    شاگرد ديگري گفت : دست تان بي حس مي شود. عضلات به شدت تحت فشار قرار مي گيرند و فلج مي شوند و مطمئناً كارتان به بيمارستان خواهد كشيد و همه شاگردان خنديدند.

    استاد گفت : خيلي خوب است. ولي آيا در اين مدت وزن ليوان تغيير كرده است ؟ شاگردان جواب دادند : نه ! پس چه چيز باعث درد و فشار روي عضلات مي شود ؟ در عوض من چه بايد بكنم ؟ شاگردان گيج شدند. يكي از آنها گفت : ليوان را زمين بگذاريد.

    استاد گفت : دقيقاً مشكلات زندگي هم مثل همين است. اگر آن ها را چند دقيقه در ذهنتان نگه داريد اشكالي ندارد. اگر مدت طولاني تري به آن ها فكر كنيد، به درد خواهند آمد. اگر بيش تر از آن نگه شان داريد، فلج تان مي كنند و ديگر قادر به انجام كاري نخواهيد بود. 

    فكر كردن به مشكلات زندگي مهم است. اما مهم تر آن است كه در پايان هر روز و پيش از خواب، آن ها را زمين بگذاريد. به اين ترتيب تحت فشار قرار نمي گيرند، هر روز صبح سرحال و قوي بيدار مي شويد و قادر خواهيد بود از عهده هر مسئله و چالشي كه برايتان پيش مي آيد، برآييد!
    دوست من، يادت باشد كه ليوان آب را همين امروز زمين بگذاري. زندگي همين است!


,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (0) 60 بازديد |


گوش‌شان به دهان حضرت حجت(عج) است


    علامه عظيم‌الشأن حضرت آيت‌الله حسن‌زاده آملي، جلوي حضرت آقا دو زانو نشسته و ايشان را مولا خطاب مي‌كنند. حضرت آقا ناراحت شده و به علامه مي‌فرمايند اين كار را نكنيد.

    علامه حسن‌زاده مي‌فرمايند: 

    اگر يك مكروه از شما سراغ داشتم اين كار را نمي‌كردم.

    ايشان در جاي ديگر فرموده‌اند:

     گوش‌تان به دهان رهبر باشد. چون ايشان گوششان به دهان حجت‌بن‌الحسن(عج) است.

    اين جملات وقتي بيشتر معنا پيدا مي‌كند كه بدانيم صاحب تفسير الميزان، علامه عارف آيت‌الله طباطبايي درباره شاگردش علامه حسن‌زاده فرموده‌اند:

     حسن‌زاده را كسي نشناخت جز امام زمان(عج). راهي كه حسن‌زاده در پيش دارد، خاك آن توتياي چشم طباطبايي.

    جناب علامه حسن‌زاده در مقدمه يكي از كتاب‌هاي خود خطاب به حضرت آقا مي‌نويسد:

    با سلام و تحيت خالصانه و ارائه ارادت بي پيرايه و درود نويد جاويد به حضور آن قائد ولي وفي و رائد سائس حفي، مصداق بارز "نرفع درجات من نشاء " تقديم مي‌گردد و عرض مي‌شود "يا ايها العزيز جئنا ببضاعه مزجاه " دادار عالم و آدم، همواره سالار و سرورم را سالم و مسرور دارد.
    (التمسك بذيل الولايه، حسن حسن‌زاده آملي)

    آيت‌الله حسن‌زاده آملي مي‌فرمايند:

     رهبر عظيم‌الشأن‌تان را دوست بداريد، عالمي،‌ رهبري، موحدي، سياسي، دينداري، انساني، رباني، پاك منزه، كسي كه دنيا شكارش نكرده، قدر اين نعمت عظما را كه خدا به شما عطا فرموده، قدر اين رهبر ولي وفي الهي را بدانيد، مبادا اين جمعيت ما را، مبادا اين كشور ما را، مبادا اين كشور علوي را، اين نعمت ولايت را از دست شما بگيرند.

    خدايا به حق پيامبر و آل پيامبر سايه اين بزرگ‌مرد، اين رهبر اصيل اسلامي حضرت آيت‌الله معظم خامنه‌اي عزيز را مستدام بدار.


,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (1) 8 بازديد |


ايراني مزدوز !!!


    اوايل جنگ بود و ما با چنگ و دندان و با دست خالي با دشمن تا بن دندان مسلح مي جنگيديم. بين ما يكي بود كه انگار دو دقيقه است از انبار ذغال بيرون آمده بود! اسمش عزيز بود. شب ها مي شد مرد نامرئي! چون همرنگ شب مي شد و فقط دندان سفيدش پيدا مي شد. زد و عزيز تركش به پايش خورد و مجروح شد و فرستادنش به عقب.

    وقتي خرمشهر سقوط كرد، چقدر گريه كرديم و افسوس خورديم. اما بعد هم قسم شديم تا دوباره خرمشهر را به ايران باز گردانيم. يك هو ياد عزيز افتاديم. قصد كرديم به عيادتش برويم. با هزار مصيبت آدرسش را در بيمارستاني پيدا كرديم و چند كمپوت گرفتيم و رفتيم به سراغش. پرستار گفت كه در اتاق 110 است.

     اما در اتاق 110 سه مجروح بستري بودند. دوتايشان غريبه بودند و سومي سر تا پايش پانسمان شده بود و فقط چشمانش پيدا بود. دوستم گفت : «اينجا كه نيست، برويم شايد اتاق بغلي باشد! « يك هو مجروح باند پيچي شده شروع كرد به وول خوردن و سر و صدا كردن.

    گفتم : «بچه ها اين چرا اين طوري مي كنه؟ نكنه موجيه؟» يكي از بچه ها با دلسوزي گفت : «بنده ي خدا حتماْ زير تانك مانده كه اين قدر درب و داغون شده!»

     پرستار از راه رسيد و گفت : «عزيز را ديديد؟» همگي گفتيم : « نه كجاست؟» پرستار به مجروح باندپيچي شده اشاره كرد و گفت : «مگر دنبال ايشان نمي گرديد؟» همگي با هم گفتيم : «چي؟اين عزيزه!؟«

    رفتيم سر تخت. عزيز بدبخت به يك پايش وزنه آويزان بود و دو دست و سر و كله و بدنش زير تنزيب هاي سفيد گم شده بود. با صداي گرفته و غصه دار گفت : «خاك تو سرتان. حالا مرا نمي شناسي؟» يه هو همه زديم زير خنده.

     گفتم : «تو چرا اينطور شدي؟ يك تركش به پا خوردن كه اينقدر دستك دنبك نمي خواهد!» عزيز سر تكان داد و گفت :  « تركش خوردن پيش كش. بعدش چنان بلايي سرم آمد كه تركش خوردن پيش آن ناز كشيدن است!» بچه ها خنديدند. آنقدر به عزيز اصرار كريم تا ماجراي بعد از مجرويتش را تعريف كند.

     - وقتي تركش به پام خورد مرا بردن عقب و تو يك سنگر كمي پانسمانم كردند و رفتند بيرون تا آمبولانس خبر كنند. تو همين گير و دار يه سرباز موجي را آوردند انداختن تو سنگر. سرباز چند دقيقه اي با چشمان خون گرفته برّ و برّ مرا نگاه كرد. راستش من هم حسابي ترسيده بودم و ماست هايم را كيسه كرده بودم. سرباز يه هو بلند شد و نعره اي زد:« عراقي پست مي كشمت!» چشمتان روز بد نبينه، حمله كرد بهم و تا جان داشتم كتكم زد. به خدا جوري كتكم زد كه تا عمر دارم فراموش نمي كنم. حالا من هر چه نعره مي زدم و كمك مي خواستم كسي نمي آمد. سربازه آنقدر زد تا خودش خسته شد و افتاد گوشه اي و از حال رفت. من فقط گريه مي كردم و از خدا مي خواستم كه به من رحم كند و او را هر چه زودتر شفا دهد. بس كه خنديده بوديم داشتيم از حال مي رفتيم. دو مجروح ديگر هم روي تخت هايشان دست و پا مي زدند و كر كر مي خنديدند. عزيز ناله كنان گفت  : « كوفت ، زهر مار هر هر ، خنده داره. تازه بعدشو بگم.

    يه ساعت بعد به جاي آمبولانس يه وانت آوردند و من و سرباز موجي را انداختند عقبش و تا رسيدن به اهواز يه گله گوسفند نذر كردم دوباره قاطي نكند. تا رسيديم به بيمارستان اهواز دوباره حال سرباز خراب شد. مردم گوش تا گوش دم بيمارستان ايستاده بودند و شعار مي دادند و صلوات مي فرستادند.

    سرباز موجي نعره زد و گفت : « مردم اين يك مزدور عراقي است. دوستان مرا كشته!» و باز افتاد به جانم. اين دفعه چند تا قل چماق ديگر هم آمدند كمكش و ديگر جان سالم در بدنم نبود يه لحظه گريه كنان فرياد زدم  :« بابا من ايرانيم، رحم كنيد.» يه پير مرد با لهجه عربي گفت : « اي بي پدر، ايراني هم بلدي؟ جوانها اين منافق را بيشتر بزنيد.

    د» يگر لشم را نجات دادند و اينجا آوردند. حالا هم كه حال و روز من را مي بينيد» .پرستار آمد تو و با اخم و تَخم گفت:

    « چه خبره؟ آمده ايد عيادت يا هرهر كردن .ملاقات تمامه. بريد بيرون!» خواستيم با عزيز خداحافظي كنيم كه ناگهان يه نفر با لباس بيمارستان پريد تو و نعره زد : « عراقي مزدور، مي كشمت!» عزيز ضجّه زد  :« يا امام حسين. بچه ها خودشه. جان مادرتان مرا از اينجا نجات دهيد»


,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (2) 12 بازديد |


ويژه نيمه شعبان


    مهديا منتظرانت همه در تاب و تبند                                   
     
                                همه ي اهل جهان، جمله گرفتار شبند
     
    چو بيايي غم و ظلمت برود از عالم                                   
     
                                 شاد گردد دل آنان كه گرفتار غمند 

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (2) 11 بازديد |


چرا رابطه دختر و پسر گناه است؟


    اسلام به طور كلي (خواه دختر و پسر يا زن و مرد نامحرم)به منظور حفظ عفت عمومي ،هر گونه ارتباط نامشروع با نامحرم اعم از سخن گفتن از روي شهوت، نگاه شهوت آميز، تماس بدني و عمل زناشويي را ممنوع كرده و بر حيا و عفت و پاكدامني تأكيد نموده است.
    پيامبر اكرم(ص) از سخن گفتن زن با مرد نامحرمي نهي كرد و فرمود: "هر مرد با زن نامحرمي دست دهد، دچار غضب الهي شود و هر كس با زن نامحرمي همراه شود و در جاي خلوتي قرار گيرد، در زنجيري از آتش قرار خواهد گرفت".
    فقها بر اساس روايات معصومان دربارة روابط با نامحرمي احكامي را بيان داشته اند كه به پاره اي از آن‌ها اشاره مي‌كنيم:
    1ـ خانم ها مي توانند با نامحرمي صحبت نمايند، مشروط به اين كه:
    1ـ به قصد لذت نباشد،
    2
    ـ صداي خود را نازك و تلطيف نكنند،
    3
    ـ خوف فتنه نباشد.
    مسئله 2ـ هر كسي كه نگاه كردن به او جايز نيست،‌ تماس بدني با او نيز جايز نيست و هر گونه لمس كردن بدن با هر عضوي باشد، حرام است و بايد از آن اجتناب كرد، مگر اين كه از روي لباس و بدون قصد لذت باشد.

    مسئله 3ـ اگر مرد و زن نامحرم در محل خلوتي باشند كه كسي آن جا نباشد و ديگري هم نتواند وارد شود، چنانچه بترسند كه به حرام بيفتند، بايد از آن‌جا بيرون روند و ماندن آن‌ها در آن مكان حرام است.

    واقعيت آن است كه غريزه جنسي از نيرومندترين غرايز در وجود انسان است كه بسياري از رفتارهاي انساني را شكل مي دهد و به گونه هاي مختلف ظهور و بروز دارد.
    اسلام كه يك مكتب جامع است و مى خواهد مردان و زنان مسلمان , از يك طرف روحى آرام و اعصابى سالم و چشم و گوشى پاك داشته باشند تا بتوانند قله هاى رفيع انساني و رستگارى را فتح نمايند و از طرف ديگر به نيازهاي غريزي و فطري خود نيز دست يابند ، بنابراين با حساسيت ويژه ، اما واقع بينانه و لحاظ كردن طبيعت و اميال درونى و خواسته هاى نفسانى انسان ، قوانين و احكامى را جهت حفظ و نگه دارى فرد و جامعه در خط اعتدال و ميانه روى وضع كرده است.
     از جمله آن احكام ، چگونگي ارتباط با جنس مخالف است. اينها همه به سبب اين است كه اسلام از جانب كسى براى هدايت انسان ها فرستاده شده است كه خالق فطرت و غريزه با تمامى استعدادهاى بهينه و ذخيره شده در انسان است. بنابراين هر عاملى كه موجب تحريك انگيزه هاى شهوانى در انسان شود و موجب اختلال در نظم اجتماعي و بنيان خانواده شود و به آرامش روحى ، روانى و عفت عمومى ، صدمه وارد كند، موردتأييد اسلام نيست.
     اسلام مي خواهد انواع لذت هاي جنسي در محيط و درون خانواده شكل گيرد واز اين طريق آرامش روحي و رواني و پيوند هاي عاطفي نيز برقرار بماند و با طرح آن در محيط جامعه به پيوند خانواده و اجتماع نيز آسيب وارد نشود .

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (3) 20 بازديد |


هواي خنك ، كجايي؟


    اگه يادتون باشه زمستون سه چهار سال پيش هوا به قدري سرد شد كه تو بعضي مناطق ايران گاز قطع شد و  مردم حتي نفت ، براي وسايلي مثل بخاري نفتي و چراغ والُر نداشتند كه خودشونو گرم كنند. البته بايد گفت اين سرما به قدري عجيب و غير منظره بود كه دولت تقريباً تازه كار هم اين مشكلو پيش بيني نمي كرد.

    جالب اينجاست كه بعد از چند سال قضيه برعكس شده ، به گونه اي كه هواي تابستون امسال نسبت به سالهاي قبل به قدري گرم شده كه به نظر مياد گاهي با پنكه و كولر آبي هم خنك نميشيم و رو به كولر گازي هايي كه چهار برابر كولر آبي برق مصرف مي كنند آورده ايم.  

    البته به نظر من اينطور نيست كه واقعاً پنكه ها و كولرهاي گازي جوابگو نباشند ، بلكه ما ايراني ها درست از اين وسايل استفاده نمي كنيم.

    براي مثال بعد از يك سال وقتي اوايل تابستون ميخوايم كولر آبيو راه بيندازيم فقط لوله يا شيلنگ آبو به اون وصل كرده ، فوق فوقشم يه آب به پوشالهاش مي پاشيم ، همين و بعد انتظار داريم اين كولر با شخصيت خونمونو عين قطب شمال يا جنوب خنك كنه كه وقتي مي بينيم اينجور نميشه سريع كولر گازي مي خريم و دلمون خوشه داريم خنك مي شيم در حالي كه اصلاً به فكر آيندگاه نيستيم كه اونا هم حق استفاده از انرژي هاي تجديد ناپذير را دارند.

    در حالي كه اگه يه سري نكات راجع به راه اندازي و استفاده ي صحيح از كولر بدونيم خواهيم ديد كه همين كولر ساده چقدر بهتر كار كرده و هوارو خنك مي كنه.

    نكات زير براي افزايش بازده انرژي كولر آبي شما مؤثره ، پس لطفاً رعايتشون كنيد.

    ۱) تعويض پوشالهاي كولر هر سال يا حداكثر دوسال يكبار.

    ۲) تميز كردن كف سيني كولر از مواد ته نشين شده.

    ۳) تميز كردن و سپس روغن كاري كامل قطعات متحرك مانند بلبرينگها.

    ۴) جلوگيري از تابش مستقيم نور خورشيد به كولر با ايجاد يك سقف روي آن البته در فاصله ي چند سانتي متري از موادي كه گرما را منتقل نمي كنند. يونوليت ، مقوا ، پارچه(برزنت) و ... از اين مواد هستند.

    ۵) تست شيلنگ انتقال آب به كولر و تعويض آن هر دو سال يكبار براي جلو گيري از نشت آب.

    ۶) تست شناور موجود در سيني كولر از نظر عملكرد و ثابت نبودن در هر حالت و در يك جا.

    ۷) تست تسمه ي اتصالي بين موتور و پره ي كولر. در صورت لق بودن اين تسمه ، پره هرز گرد كار كرده و در صورت سفتي بيش از حد ،فشار زيادي به موتور كولر وارد مي شود كه بايد متناسب و متعادل باشد. در صورت فرسايش تسمه بايد سريعاً تعويض گردد.

    ۸) كنترل فشار آب ورودي كولر كه بايد در صورت كم بودن آن با منبع يا موتور پمپ تقويت شود.

    ۹) تنظيم تقسيم آب ورودي به كولر بر روي پوشالها به طور مساوي. 

    ۱۰) زدن كليد پمپ آب كولر ربع ساعت قبل از روشن كردن آن.

    ۱۱) باز كردن كامل كانالهاي كولر مورد استفاده و بستن كانالهايي كه كارايي ندارند.

    ۱۲) بستن درب اتاقهايي كه در هنگام كار كولر در آنها رفت و آمد نداريم و بستن پنجره ها به جز يكي ، جهت جابجايي هوا.

    ۱۳) عدم استفاده از وسيله ي برقي پرمصرف ديگر هم زمان با كار كولر.(به دليل ايجاد افت ولتاژ)


,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (2) 17 بازديد |


كمي تامل كنيم آنگاه ...


    شبلي خسته و رنجور، به مسجدى رسيد ، داخل شد ، 

    وضويى ساخت و دو ركعت نماز خواند.

    سپس به گوشه‏اى رفت تا قدرى بياسايد.

    اما سر و صداى بچه ‏ها، توجه او را به خود جلب كرد. چندين

    كودك از معلم خود، درس مى‏گرفتند و اكنون وقت استراحت آنها بود. بچه ‏ها ، در گوشه و كنار مسجد، پراكنده شدند تا چيزى بخورند يا استراحتى بكنند.

    دو كودك، در نزديك شبلى، نشستند و هر يك سفره خود را گشود.

    يكى از آن دو كودك كه لباسى نو و تمييز داشت و معلوم بود كه از خانواده مرفهى است، در سفره خود نان و حلوا داشت.

    كودك ديگر كه سر و وضع خوبى نداشت، با خود، جز يك تكه نان خشك نياورده بود. كودك فقير، نگاهى مظلومانه به سفره كودك منعم انداخت و ديد كه او با چه ولعى، نان و حلوا مى‏خورد .

    قدري مكث كرد؛ ولى بالاخره دل به دريا زد و گفت: نان من خشك است،آيا از آن حلوا، كمى به من هم مي دهى تا با اين نان خشك،بخورم؟

    - نه، نمى‏دهم.

    - اما اين نان خشك، بدون حلوا، از گلوى من پايين نمى‏رود!

     - اگر از اين حلوا به تو بدهم، سگِ من مى‏شوى؟

     - آرى، مى‏شوم.

    - پس تو حالا سگ من هستى؟

    - بله، هستم .

    - پس چرا مثل سگ‏ها، صدا در نمى‏آورى؟

     پسرك بيچاره، پارس مي‏كرد و حلوا مى‏گرفت و همين طور هر دو به كار خود ادامه دادند تا نان و حلوا تمام شد و هر دو رفتند كه به درس استاد برسند.

    شبلى در همه اين مدت مي نگريست ومى‏گريست دوستانش كه او را در گوشه مسجد يافته بودند، كنارش نشستند و از علت گريه او پرسيدند.

    شبلى گفت: ((ببينيد كه طمع چه بر سر مردم مي آورد! اگر اين كودك فقير، به همان نان خشك خود قناعت مي ‏كرد و به حلواى ديگرى، طمع نمي‏بست، سگ ديگران نمي‏شد و خود را چنين خوار نمي ‏كرد!))

    منبع : وبلاگ دشمن شناسي


,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (3) 16 بازديد |


سالروز تولد علمدار كربلا


     
     
    تولد علمدار كربلا حضرت ابوالفضل العباس(ع)
     
    مبارك باد

,

نوشته شده توسط javad در و ساعت Array امتياز: (3) 16 بازديد |


صفحه قبل 1 صفحه بعد

مطالب پيشين

  • با رهبري
  • بزرگان جهان از امام حسين(ع) مي گويند
  • اهل مسجد
  • طنز جبهه (گور به گور شده)
  • آثار بد موسيقى بر فرد و جامعه
  • دوستان، التماس دعا
  • خواص عرقيات سنتي
  • جوان تازه مسلمان و مادر نصراني
  • گاهى ليوان مشكلات زندگي را زمين بگذار
  • گوش‌شان به دهان حضرت حجت(عج) است
  • ايراني مزدوز !!!
  • ويژه نيمه شعبان
  • چرا رابطه دختر و پسر گناه است؟
  • هواي خنك ، كجايي؟
  • كمي تامل كنيم آنگاه ...
  • سالروز تولد علمدار كربلا

  • درباره




    جوان در هر جامعه و كشورى، محور حركت است. اگر حركت انقلابى و قيام سياسى باشد، جوانان جلوتر از ديگران در صحنه‌اند.


    عضویت سریع

    مطالب اتفاقی

    مطالب محبوب

    اخبار سایت

    آرشیو

    Powered By pelakfa.com Copyright © 2009 by sangarsaz8